به یاد آرزوهایی که می میرند سکوتی میکنم بالا تر از فریاد
دیگه امشب آخرین باره که من دست گرمتو تو دستام میگیرم. آخرین باره که من با یه دنیا آرزو واسه چشمات می میرم. چشم تو خودش داره میگه برو می رم اما می دونی دوستت دارم هر جای دنیا باشم هر چقدر تنها باشم نمی تونم مثل تو سرد و بی وفا باشم. می دونم واسه رسیدن به تو دیر اومدم تو چشات دنبال تقدیر اومدم.می دونم من نبودم قلبتو دادی به کسی هنوزم یه کم واسش دلواپسی. حالا که دارم می رم کاش یه بار نگام کنی من به اینم راضی ام که فقط دعام کنی.می رم اما آخر راه من و تو این نبود آخر عاشقیمون این همه نقطه چین نبود. اگه مهربون تر از تو سر راه من بیاد به دلم نمی شینه قلب من تو رو می خواد حرف آخرم بگم حالا که دارم میرم همیشه با خاطره ات می مونم تا بمیرم.

نوشته شده در سه شنبه 1387/12/27ساعت
10:48 قبل از ظهر توسط BaHaR| |


