تبليغاتX
☆عشق 2009☆






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



                                 

امشب همه چیز رو به راه است

همه چیز آرام. . .آرام. . .باورت می شود؟

دیگر یاد گرفته ام شب ها بخوابم با "یاد تو"

تو نگرانم نشو!

همه چیز را یاد گرفته ام!

راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام!

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم. . .بی صدا کنم!

تو نگرانم نشو!

همه چیز را یاد گرفته ام!

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی!

یاد گرفته ام. . .نفس بکشم بدون تو. . .و به یاد تو!

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن. . .

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم!

تو نگرانم نشو!

همه چیز را یاد گرفته ام!

یاد گرفته ام که چگونه بی تو بخندم. . .

یاد گرفته ام که بی تو گریه کنم. . .و بدون شانه هایت. . .!

یاد گرفته ام. . .که دیگر عاشق نشوم به غیر تو!

یادگرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم. . .

و مهم تر از همه یاد گرفته ام که با یادت زنده باشم و زندگی کنم!

اما هنوز یک چیز هست که یاد نگرفته ام. . .

که چگونه. . .!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم. . .

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم. . .!

تو نگرانم نشو!!!

                                 

in love forever

 


نويسنده: BaHaR مورخ: جمعه 1388/04/12 در ساعت: 6:31 بعد از ظهر
|+|



                   

توی یک نامه نوشتم:همه زندگیم شدی تو

تو جوابم دادی اما:زندگی هست اما بی تو

من نوشتم که:یه روزی دل رو باختم توی چشمات

تو به من می گی که:اون روز هوسی بوده تو چشمات

من نوشتم که:هوسم می تونه یه عشق پاک شه

تو نوشتی:زندگی هم می شه بی تو نباشه

من نوشتم:که شدم آب همچو شمعی رو به دریا

تو نوشتی:خسته ام رفته ای دیگه از یاد

             


نويسنده: BaHaR مورخ: پنجشنبه 1388/02/24 در ساعت: 11:57 قبل از ظهر
|+|



حرف آخر. . .

                                                                   

دیگه امشب آخرین باره که من دست گرمتو تو دستام میگیرم. آخرین باره که من با یه دنیا آرزو واسه چشمات می میرم.

چشم تو خودش داره میگه برو می رم اما می دونی دوستت دارم هر جای دنیا باشم هر چقدر تنها باشم نمی تونم مثل تو سرد و بی وفا باشم.

می دونم واسه رسیدن به تو دیر اومدم تو چشات دنبال تقدیر اومدم.می دونم من نبودم قلبتو دادی به کسی هنوزم یه کم واسش دلواپسی.

حالا که دارم می رم کاش یه بار نگام کنی من به اینم راضی ام که فقط دعام کنی.می رم اما آخر راه من و تو این نبود آخر عاشقیمون این همه نقطه چین نبود.

اگه مهربون تر از تو سر راه من بیاد به دلم نمی شینه قلب من تو رو می خواد حرف آخرم بگم حالا که دارم میرم همیشه با خاطره ات می مونم تا بمیرم. 

                                                                     


نويسنده: BaHaR مورخ: سه شنبه 1387/12/27 در ساعت: 10:48 قبل از ظهر
|+|



                       

به تو ای عشق و عاطفه مهربانی و محبت سلام.

  مرا در بیان نا گفته ها نا توان یافتی.

چون خیال مهر تو چنان در جان ریشه دوانیده است.

 که بیانش نا ممکن است.

فقط آگاه باش که این قلب تا ابد با یاد تو می تپد.

 با یاد تو و آن نگاه ساده و معصومانه ات.

نگاهی که قلب سرد مرا به تپش وا داشت.

 تپشی به روشنی تلألو این قلب.

دوستش داشته باش چون تو را دوست دارد.

 او را بخوان چون تو را می خواند.

و او را از مران چون حق تپش را از او می گیری.

                           


نويسنده: BaHaR مورخ: چهارشنبه 1387/12/21 در ساعت: 3:17 بعد از ظهر
|+|



امید نا امیدی هایم

                         

  سلام ای امید نا امیدی هایم.وقتی تو قدم به کاشانه قبلم نهادی ویرانه این قلب شکسته را امیدی تازه بخشیدی.وقتی طنین صدایت کاشانه قلبم را پر کرد روز های خاکستری و شب های تاریک و خموش زندگی و لحظه های تلخ عمرم را از یاد بردم.

وقتی چشمهایت را که به وسعت دریا بود و به پاکی و زلالی آب بود به من دوختی ولبهای زیبایت برایم سخن گفت زندگی ام رنگ تازه ای به خود گرفت و تازه توانستم امید را به گونه ای شاعرانه معنی کنم و مفهوم واقعی امید را بفهمم.

آری تو ای پرنده عزیز و کوکچک قلبم زندگی در کنار تو و رویای با تو بودن برایم زیبا بود.این را می توانستی آسان از چشمهای پر از اشک و دل شکسته م در یابی و تاریکی ها را با دستهای مهربانت از جلوی چشمهای خسته ام کنار بزنی و پنجره قلبم را که به سوی دشت چشمهایت باز میشد و با بذر های رنگین امید آبیاری شده بود برایم باز نگه داری و به من عشق و امید ارزانی کنی.

ولی افسوس که عمری دوباره نخواهم داشت تا چشمهایت برایم جلوه هایی از حقیقت باشد.ولی بدان که:

دوستت دارم عزیزم

 

                     


نويسنده: BaHaR مورخ: جمعه 1387/12/16 در ساعت: 11:22 قبل از ظهر
|+|



آرزویم . . .

                                               

آرزویم این است نرود اشک در چشم تو هرگز مگز از شوق زیاد. . .

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز. . .

و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی. . .

عاشق آنکه تو را می خواهد. . .

و به لبخند تو از خویش رها می گردد. . .

و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد. . .

                                           

                     


نويسنده: BaHaR مورخ: جمعه 1387/12/09 در ساعت: 2:52 بعد از ظهر
|+|



لمس کن. . .

لمس کن کلماتی را که برایت مینویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست. . .

تا بدانی نبودنت آزارم میدهد. . .

لمس کن نوشته هایی را که لمس نا شدنیست و عریان. . .

که از قلبم بر قلم و کاغذ میچکد. . .

لمس کن گونه هایم را که خیس است و پر شیار. . .

لمس کن لحظه هایم را تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم. . .

لمس کن این با تو نبودن ها را. . .

 لمس کن. . .لمس کن. . .

                           

my love

                        

ولنتاین بر همه عاشقان مبارکباد

 


نويسنده: BaHaR مورخ: جمعه 1387/11/25 در ساعت: 10:0 قبل از ظهر
|+|



انتظار

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !

 براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

 تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

 از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم


نويسنده: BaHaR مورخ: جمعه 1387/11/18 در ساعت: 2:42 بعد از ظهر
|+|



دوست دارم.!.!.!.

پاییز را دوست دارم چون فصل غم است

                       غم را دوست دارم چون گواه دل است

دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت

و در آخر. . .

    تو را دوست دارم بی آنکه بدانم چرا. . .؟

my love


نويسنده: BaHaR مورخ: شنبه 1387/11/12 در ساعت: 0:27 قبل از ظهر
|+|



گل عشق.!.!.!.!.!

عشق گلی است که باید

آن را در باغچه احساس کاشت و به آن نور داد.

عشق را باید خوب دیدی و به آن محبت کرد تا سبز شود.

عشق زیبا ترین و لطیف ترین گل عالم است.

مبادا پرپرش کنیم!

                       

دوستت دارم عشق من!


نويسنده: BaHaR مورخ: چهارشنبه 1387/07/24 در ساعت: 2:15 بعد از ظهر
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir



منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com